درباره نویسنده
شقایق
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • شقایق
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • دربند،هندوانه بیتا و دیگر هیچ!
  • ناز خورشید
  • شبی با سفید برفی
  • عزیزم بهم پیامک نده!
  • ای خدای مهربون دلم گرفته......
  • 7 آبان، ماهگرد ما
  • بی تا با من است!
  • عشق شرکتی یا دو خط موازی!
  • دزد عروسک ها
  • هپت
  • کشتن مرغ عشق
  • بهشت
کلمات کلیدی مطالب
  • شکلات (٧)
  • پاستیل (٢)
  • لپ لپ (٢)
  • آب نبات چوبی (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
  • جامعه ادبی بیشه
کدهای اضافی کاربر



شب نشینی در بهشت
شبی با سفید برفی
نویسنده: شقایق - ۱۳٩٠/٩/٧

بیتا لاک صورتی اش را زده است. عطر نینا ریچی هم همچنین!  با هم تولد وبلاگش را جشن می گیریم. از کیک های کافی شاپ دل نمی کند تقریبا با کتک از رستوران بیرون می آورمش!     کودک درونش خیلی شلوغی می کند از سر و کول من بالا می رود. ذوق و شوق عجیبی دارد.

در لباس فروشی های شهر سرک می کشد. از کلاهی زنانه خوشش می آید،فروشنده قیمتش را 20 هزار تومن می گوید. بیتا می گوید چرا این قدر گرون؟   فروشنده می گوید اگر خوشتون می یاد مال خودتون!   بیتا می خندد و کلاه را بهش پس می دهد. موقع بیرون اومدن به من گفت: درد و بلامون بخوره تو چشمای هیز اون!     از یک مغازه یک مانتو خرید که سر آستیناش شکل باسمه ای داره. ای جااان بعد خریدن از تنش در نیاورد و مانتو کهنه اش رو تو کیسه گذاشت.

رفتیم نزدیکای خونشون که ............. 

( بیتا گفت بقیه اش رو پاک کنم و من پاکیدم ... به قول غضنفر مجبورم می فهمی مجبورم..نگران )

نظرات ()



بی تا با من است!
نویسنده: شقایق - ۱۳٩٠/٧/٢۸

این را بیت بیت درباره من نوشته:

من چند وقت قبل آگهی برای تدریس زبان داده بودم. چند نفری زنگ زدند. چند تاشون رو
واسه تدریس گرفتم. یکشون یک دختر مودب و ناز، چشم آبی بود. گیس گلابتون واقعی! 
اسمش شقایق بود.این قدر ناز بود که دلم میخاست لای نون بذارم بخورمش! ماچ

نظرات ()